|
|
|
|
|
روزهای اول آموزشی بود که با میثم آشنا شدیم.خوش صدا بود وخوش مشرب .
مجلس اول در آسایشگاه برگزار شد.یه مارندرانی آدم فروش همون شب میثم را فروخت. میثم فردای اون روز به جرم بی گناهی به یه گروهان دیگه فرستاده شد. از اون لحظه بود که فهمیدم چرا برای این جماعت ذلیل این همه جک می سازند. چه کنیم که این ها هم از مردم غیور وبا عزت ایرانند! از اون به بعد پاتوق ما شد الاچیقی که پایین اون یه رودخونه عبور می کرد. یه شب میثم به در خواست حسین ترانه ای آشنا را خوند ومن هم دیدم که چقدراین ترانه به حال واحوال من می خوره. بعد از اون شب دیگه هیچ وقت آلاچیق رنگ ما و اون جماعت را به خودش ندید. ازآن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوم آبان 1388ساعت 11:54 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
چند سال پيش بود كه مراسمي براي شهداي مفقودالجسد شهرستان برگزار شد تا خانواده هاي اين عزيزان ديگر چشم به راه نباشند كه روزي بر سر دوش مردم عزيزشان تشييع گردد.
۱۲۰لاله ي پر كشيده اي كه معلوم نيست كدام خاك پذيراي تن مطهر ايشان است. شهيدان تاج الدين،جان نثاري،پناهي،زهتابچه و... اين عزيزان همچون حضرت زهرا(س)غريبانه در خاك آراميدند تا با نداي أين الفاطميون، سر از خاك بردارند و به آسمانيان بپيوندند. راهشان پر رهرو باد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 12:42 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
خبر از زائران آمد ،زدشت کربلا آمد زخشم بعثی مرتد، برای ما بلا آمد الا ای کافر جاهل ،چه آمد بهر تو حاصل به خون شیعه داری کین ،شدی ازاصل دین غافل گرفتی جان از این امت به پنجاه ودو قربانی بدین رفتار نحس تو، نشاید گفت انسانی گل باغ تشیع را ،بریزی بر زمین تا کی؟ کنی خشنود دشمن را،سرور آن لعین تا کی؟ تو کز کشتار هر زائر شوی خشنود در دنیا بدان مغضوب اللهی ،چه در دنیا چه در اخری؟ میان شیعه یا سنی تفاوت نیست ای کافر چرا رنگین نمودی باز ،تن مجروح این زائر؟ اگر وهابیت اکنون به خون شیعیان تشنه است برای ریشه کن سازی ،یهود آماده با دشنه است؟ زخون هر شهید امروز ،نهالی آبیاری شد جهان از لاله های دین ، مهیای بهاری شد زداغ کاظمین دانید مهدی هم عزادار است به جمعه اشک ریزان بهر عباس علمدار است جهان از عدل خالی شد،چرا مهدی نمی آید ستمکاران عالم را به تیغ عدل بردارد
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 12:35 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
در دل دشت نشست بلبل خوش آوار خواند با شوق وسرور غزلی از پرواز که پرستو آید سوی دشت خرم وشاد چشمه باید جوشد ززمین از آغاز ای درخت بهر بهار نولباسی تن کن توعیان کن بر ما آن همه قصه وراز باد بر روی زمین فرشی از سبزه نهاد بوی خوش پخش شد از جانب سوسن ناز کلبه ی عشق گرفت رونق تازه زگل تو هم ای بلبل مست سوی گل لانه بساز لادر از آب حیات شده لبریز صفا نوشند ار آب کنون بره وگرگ وگراز ایستاده اند به عزم که روند در پی رزم لشکر لاله به نظم با هزارارن سرباز می گساران چه شده همه در خواب شدند ساقیا جام تهی است ای شه بنده نواز شکر نعمت؛ خوزان همه بر پا دارد گاه با شعر وغزل ،گاه در حال نماز
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 11:50 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
همین قدر میدونم که سپاهان فردا در ازبکستان بازی داره .
برای این تیم داغون امسال باز هم آرزوی پیروزی دارم. باز هم میگم: دست خدا همراهتان باد مردان مرد میهن من ای زرد پوشان سپاهان |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 13:23 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
خدای عزوجل چون تگرگ نازل کرد محبت و کرمش را نثار سائل کرد سفیه نیست کسی که نماز باران خواند هزار رحمت باد که شکر کامل کرد فریب خورده ی شیطان شدم خداوندا زیادحضرت حق او مرا چو غافل کرد نمازصبح قضا شدبه وقت خواب وخیال عجب به باده نابی که عقل زائل کرد به شیخ خسته ی عزلت نشین میندیشم به کنج خلوت دل او بسی رذائل کرد سکوت شب مشکن با نصیحت زشتت به فحش راندسخن آن که کارجاهل کرد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 10:53 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
صداي غژغژ شئ خاصي همه را مضطرب كرده است.همه مردم به پشت بام ها رفته اند تا ببينند اين چه پرنده اي است.
اما نه صدايش به پرنده ها مي ماند نه جست وخيز كردنش. گويي جنيان ويا پريان به سراغ زمينيان آمد ه اند. هركس چيزي مي گه. اما ناگهان صداي گريه پيرمردي(شيخ محمد عابد) در اين همه هياهو وغوغا توجه همه را به خود جلب ميكنه: اي واي عذاب آسماني اومده. مردم به خونه هاتون بريد. دوره دوره آخر الزمونه.خدايا خودت رحم كن. گروهي از مردم مضطرب ، گروهي گريان. البته گروهي هم به حال پيرمرد قصه ما مي خندند. كودكان كنجكاو به اين پرنده مي نگرند . وپيرمرد همچنان مي نالد... واينگونه بود كه مردم سده در دهه ۲۰ با طياره آشنا شدند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 12:41 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
بي شك يكي از هنر هاي مذهبي كه ريشه در فر هنگ و آداب پيش از اسلام دارد،هنر تعزيه است .
تعزیه اگر چه سبکی از عزاداری است اما جلوه های هنری وزیبای آن نیز به این آیین جلوه خاص بخشیده است.تعزیه در سده از دیر باز بر گزار می شده است و این خود عاملی است بر این که مردم شهر علاقه خاصی به برگزاری این هنر داشته با شند. تعزيه با توجه به ايام عزاداري متفاوت است.تعزيه حضرت علي اكبر ،تعزيه شهادت امام،شهادت حضرت عباس،تشييع امام حسن مجتبي(ع)،ضامن آهو ،شاهچراغ،دو طفلان مسلم و... در تعزيه شعر و آواز ايراني جايگاهي ويژه دارد.آشنا بودن به گوشه هاي آواز و دسترسي به تاز ه ترين اشعار براي شبيه خواني اهميت زيادي دارد.همچنين نوع حركات بايد متناسب با نقش تعزيه خوان وزمان آن متفاوت باشد. موسيقي تعزيه نيز با توجه به زمان رزم اهل بیت و شهادت ایشان و يا به ميدان آمدن سران لشكر دشمن ممكن است تند يا كند ويا غمناك باشد. آلت موسيقي نيز ني ،شيپور وطبل مي باشد. لباس تعزيه نيز با توجه به نقش تعزيه خوان متفاوت است . در ايام خاص محرم و صفر تعزيه در سده به صورت گذر به گذر ومحلي اجرا مي گردد ولي در غير اين ايام تعزيه ممكن است باني خاصي داشته باشد و مخارج آن راباني به عهده بگيرد. اين نوع تعزيه را تعزيه مجلسي مي نامند.در تعزيه هاي مجلسي سعي بر اين مي شود كه از هنرمندان حرفه اي اين هنر استفاده شود. از جمله معروفترين هنرمندان سده اي تعزيه در كشور آقايان حسن بر كتي پور ،عباس جواهري وعلي شكروي وقربانعلي كارخيران مي باشند كه اجراي ايشان مورد توجه علاقه مندان بوده است. در این چند ساله اخیر هنر تعزیه در دیگر کشور ها نیز مورد توجه قرار گرفته است . تعدادی از هنر مندان مذکور در دیگر کشورها نیز تعزیه اجرا کرده اند که این بیانگر جایگاه والای این هنر مذهبی می باشد. اين نوع عزاداري با مشكلاتي نيز گريبانگير است .عدم وجود تكيه ای در شهر باعث شده كه اين مراسم در گذر هاي محلي برگزار شود كه خود مشكلات ترافيكي و صوتي را به همراه دارد . طول كشيدن بعضي از اين مراسم ها تا نيمه شب نيز باعث برهم خوردن آرمش شهروندان مي گردد. اميد است كه مسوو لان فرهنگي شهر به اين هنر بومي نيز توجه كرده تا مشكلات بر گزار ي اين مراسم ،باعث مخدوش شدن اين نمايش نگردد.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 12:39 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
۳سال از درگذشت آیت الله املایی میگذره.مردی که از شهرت گریزان بود وبه تدریس واقامه نماز جماعت می پرداخت وبس.
ایشان از سیاست واز اظهار نظر در این موارد خودداری میکرد. فرزند ارشد ایشان در سال ۱۳۵۴ به دلیل فعالیت سیاسی به اعدام محکوم شد که با وساطت حاج آقا رحیم ارباب مورد عفو قرار گرفته به نجف تبعید شد.بابازگشت امام به وطن در روز ۱۲ بهمن ایشان نیز به وطن باز میگردند وسرانجام در آذر ۵۸ دریک سانحه مشکوک تصادف جان میبازد. با این همه او نه به دنبال قدرت بود نه ثروت(برخلاف بعضی از روحانیون شهر) روحش شاد باد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 11:51 توسط خوزانی
|
|
||
|
|
|
|
|
دسته عزاداری وارد مسجد ملا محسن می شود .
من همچنان به عکس های شهدا خیره شده ام. ۲۶۰ شهید محله خوزان و در میان آنان عکس پیرشهیدان خوزان شهید محراب آیت الله اشرفی . وباز به فکر فرو میروم...
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 10:32 توسط خوزانی
|
|
||